تبليغاتX
آیات و احادیث
آیات و احادیث و گاهی هم حرفای خوب خوب
مطلب زیر رو باید کامل کرد مثلا با اختلاف فتوی در ذویت با چشم مسلح و غیر مسلح
ولی از جهت اعلام یا سکوت جواب و توجیهی نتونستم پیدا کنم مخصوصا که یک سال آقای مکارم خودشون سر اولین درس بعد از ماه مبارک رمضان فرمودند حق با مردم است و از طرف مراجع باید یک عید اعلام شود و پیشنهاد شورای نمایندگان مراجع رو دادند ولی....
تناقض میان نظر برخی مراجع تقلید درباره روز عید فطر با فتاوای آنان
 
 

اعلام روز دوشنبه به‌عنوان عید سعید فطر از سوی برخی مراجع محترم تقلید در حالی انجام شد که رهبر معظم انقلاب به‌عنوان ولی‌فقیه و حاکم شرع، حکم به عید بودن روز یکشنبه دادند.

این اعلام نظر از سوی برخی مراجع تقلید مانند آیات عظام وحید خراسانی، سیستانی، مکارم شیرازی، صافی گلپایگانی، موسوی اردبیلی و افرادی مانند صانعی و منتظری با واکنش‌های متفاوتی روبرو شد. برخی صاحب‌نظران در این زمینه معتقدند شأن مرجع تقلید افتا است و نه ورود به مصداق، به این معنی که مرجع تقلید با فتوا دادن درخصوص راه‌های ثابت شدن اول ماه، تشخیص مصداق را برعهده مقلد می‌گذارد.

از سوی دیگر برخی نیز تأکید دارند اساساً اعلام عید فطر، شأن حکومتی و در صلاحیت حاکم شرع است و نه هر فرد دیگری. بر این مبنا، حتی چنانچه اول ماه بر یک مرجع تقلید محرز نشد و یا یک روز زودتر از حاکم شرع بر او محرز شد، وی نباید آن را اعلام عمومی کند.

با این‌همه، بررسی موردی فتاوای این مراجع محترم نشان می‌دهد که به‌جز آیت‌الله وحید خراسانی و آیت‌الله سیستانی، هر 3 مرجع محترم دیگر، یکی از راه‌های ثابت شدن اول ماه را حکم حاکم شرع می‌دانند و با این اوصاف، مشخص نیست چرا در این زمینه برخلاف فتوای خود عمل کرده‌اند.

در مسئله 1739 رساله توضیح‌المسائل آیت‌الله صافی گلپایگانی در خصوص راه پنجم ثابت شدن اول ماه آمده است: «پنجم- آن كه حاكم شرع حكم كند كه اول ماه است.»

همچنین در مسئله 1740 تأکید شده است: اگر حاكم شرع حكم كند كه اول ماه است، كسى هم كه تقليد او را نمى كند، بايد به حكم او عمل نمايد ولى كسى كه مى داند حاكم شرع اشتباه كرده، نمى تواند به حكم او عمل نمايد.

روشن است که براساس این فتوا، تنها دلیل عدم تبعیت از حکم حاکم شرع، علم به اشتباه او است و این در حالی است که با اعزام 150 گروه استهلال به نقاط مختلف کشور که احتمال استهلال در آن نقاط با محاسبات نجومی بیشتر بود و تصویربرداری از لحظه استهلال، احتمال اشتباه حاکم شرع منتفی است.

همچنین در مسئله 1456 رساله آیت‌الله مکارم شیرازی نیز راه پنجم ثبوت اول ماه، حکم حاکم شرع دانسته شده و آمده است: «5ـ حكم حاكم شرع، به اين صورت كه براى مجتهد عادلى اوّل ماه ثابت شود و سپس حكم كند كه آن روز اوّل ماه است، در اين صورت پيروى از او بر همه لازم است، مگر كسى كه يقين به اشتباه او دارد.»

آیت‌الله موسوی اردبیلی نیز در مسئله 1812 رساله عملیه خود، راه پنجم ثابت شدن اول ماه را حکم حاکم شرع خوانده و در مسئله 1813 نیز تصریح می‌کند: «اگر حاكم شرع حكم كند كه اوّل ماه است، كسى كه از او تقليد نمى‏كند نيز بايد به حكم او عمل نمايد؛ ولى كسى كه مى‏داند حاكم شرع اشتباه كرده، نمى‏تواند به حكم او عمل نمايد.»

اگرچه آیت‌الله وحید خراسانی و آیت‌الله سیستانی نظر متفاوتی دارند و به ترتیب در مسئله 1739 و 1740 رساله‌های توضیح المسائل خود معتقدند اول ماه به حکم حاکم شرع ثابت نمی‌شود.

اما حتی چنانچه از این مسئله که اعلام عمومی اول ماه و به‌ویژه عید سعید فطر از شؤن حکومتی و انحصاراً دراختیار ولی‌فقیه است، گذشته شود، تناقض میان فتوی و اقدام حداقل 3 تن از مراجع معظم تقلید که موجب ایجاد جو دودلی و تقویت بدبینی‌های اخیر در بین مردم و سوء استفاده رسانه‌های بیگانه شده است، امری عجیب و کم‌سابقه است.

منبع

+ نوشته شده در  شنبه چهارم مهر 1388ساعت 10:22  توسط محمد   | 

باسمه تعالی

چون این چند روزه بحث سیاسی و تعریف از دولت هایی که قبل اومدند و اسلام رو تضعیف کردند زیاد شده این رو گذاشتم تا حواسمون رو جمع کنیم که بابا به خاطر تضعیف یه دولت هرچی از دهنمون در اومد رو نگیم مخصوصا تعریف از پهلوی و غرب و...که عواقب بدی داره

یه کم با توجه بخونید


ستايش از پادشاه ستمكار
جناب شيخ رجب علی خیاط معروف، دوستان و شاگردان خود را از همكاری با دولت حاكم ( پهلوی) و به خصوص از تعريف و تمجيد آنان بر حذر میداشت. يكی از شاگردان شيخ از وی نقل كرده‌است كه فرمود:

« روح يكی از مقدسين را در برزخ ديدم محاكمه مي‌كنند و همه كارهای ناشايسته سلطان جاير زمان او را در نامه عملش ثبت كرده و به او نسبت می‌دهند. شخص مذكور گفت: من اين همه جنايت نكرده‌ام.
به او گفته شد: مگر در مقام تعريف از او نگفتی: عجب امنيتی به كشور داده‌است؟
گفت: چرا!
به او گفته شد: بنابر اين تو راضی به فعل او بودی، او برای حفظ سلطنت خود به اين جنايات دست زد. »

در نهج‌البلاغه آمده است كه امام علی(ع) فرمود:

« الراضي بفعل قوم كالداخل فيه معهم، و علي كل داخل في باطل اثمان: اثم العمل به، و اثم الرضا به؛
هركه به كردار عده‌ای راضی باشد، مانند كسی است كه همراه آنان، آن كار را انجام داده باشد و هر كس به كردار باطلی دست زند او را دو گناه باشد؛ گناه انجام آن و گناه راضی بودن به آن. »

 

پيش بينی سياسی
يكی از فرزندان شيخ می‌گويد: در 30 تير سال 1330 هجری شمسی وقتی شيخ وارد منزل شد، شروع كرد به گريه كردن و فرمود:

« حضرت سيد الشهدا(ع) اين آتش را با عبايشان خاموش كردند و جلوی اين بلا را گرفتند، آن ها بنا داشتند در اين روز خيلی ها را بكشند؛ آيت الله كاشانی موفق نمی‌شود ولی سيدی هست كه می‌آيد و موفق می‌شود. »

پس از چندی معلوم شد که مقصود از سید دوم، امام خمینی (ره) است.
 


ناصرالدين شاه در برزخ
در رابطه با وضعيت ناصرالدين شاه قاجار در عالم برزخ، يكی از شاگردان شيخ از ايشان نقل كرد:

« روح او را روز جمعه‌ای آزاد كرده بودند و شب شنبه او را با هل به جايگاه خود می‌بردند، او با گريه به مأموران التماس میكرد و میگفت: « نبريد ». هنگامی كه مرا ديد به من گفت: اگر می‌دانستم جايم اين جاست در دنيا خيال خوشی هم نمی‌كردم! »

منبع

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 10:35  توسط محمد   | 

مصحف علي(علیه السلام)

   
 

آيا علي بن ابي طالب(علیه السلام) مصحفي جداگانه داشته است؟

 
 
 

پاسخ: اين سؤال به دو شيوه مطرح مي‌شود:

گاهي مي‌گويند مقصود از مصحف علي(علیه السلام) چيست؟

گاهي هم گفته مي‌شود مقصود از كتاب علي(علیه السلام) چيست؟

مقصود از مصحف علي(علیه السلام) جمع‌آوري قرآن به ترتيب نزول است. ابن نديم در «فهرست» مي‌نويسد: اميرمؤمنان احساس كرد كه مردم درگذشت پيامبر را به فال بد گرفته‌اند، سوگند ياد كرد كه ردا بر زمين نگذارد، مگر اين كه قرآن را گردآوري كند. او قرآن را در سه روز جمع‌آوري كرد و به مسجد آورد.[1]

يعقوبي مي‌نويسد: علي بن ابي طالب(علیه السلام) پس از درگذشت پيامبر خدا، قرآن را جمع كرد و آن را بر هفت جزء تقسيم نمود. آنگاه همة اجزاي هفتگانه و سوره‌هاي وارد در آن را يادآور مي‌شود.[2]

دقت در فهرستي كه يعقوبي از قرآن علي(علیه السلام) ارائه كرده، نشان مي‌دهد كه كوچك‌ترين اختلافي در عدد سوره‌ها با قرآن فعلي ندارد، واگر اختلافي هست در كيفيت جمع سوره‌هاي قرآن است.

اگر چنين مصحفي داراي واقعيت باشد، كوچك‌ترين منافاتي با صيانت قرآن از تحريف ندارد، اين تنها علي(علیه السلام) نيست كه قرآن را به شكلي كه مورد نظرش بود، جمع كرد، بلكه مصحف عبداللّه بن عباس نيز چنين تفاوتي داشت.

اكنون وقت آن‌رسيده است كه به صورت دوم سؤال پاسخ بگوييم:

كتاب علي(علیه السلام) چيزي است كه اميرمؤمنان علي(علیه السلام) در حال حيات رسول خدا(ص) آن را نوشته است وي آنچه از پيامبر گرامي (ص) از حلال و حرام و ديگر مطالب مي‌شنيد، همه را مي‌نوشت، مجموع احادث مسموع از رسول خدا(ص) كه به املاي او و نگارش علي(علیه السلام) بود، «كتاب علي» نام گرفته است و اين كتاب دست به دست، در خاندان رسالت مي‌گشت و احياناً امام باقر و امام صادق‘ با مراجعه به آنها احكامي را بيان مي‌كردند.

نجاشي، دانشمند رجالي شيعه، در ترجمه محمد بن عذافر صيرفي از پدرش نقل مي‌كند: با حكم بن عتيبه نزد امام باقر(ع) بودم، حَكَم پيوسته از امام باقر(علیه السلام) سؤال مي‌كرد. او نيز پاسخ مي‌داد، ولي در موردي، ميانشان اختلاف به وجود آمد، امام باقر(علیه السلام) به فرزندش امام صادق(علیه السلام) گفت: فرزندم! برخيز و كتاب علي(علیه السلام) را بياور. او رفت و از درون خانه كتاب بزرگي كه به صورت طومار پيچيده شده بود، آورد، امام(علیه السلام) نقطه مورد نظر خود را پيدا كرد و به حكم بن عتيبه گفت: اين خط علي(ع) و املاي رسول خدا(ص) است. آنگاه رو به او كرد و گفت: تو و دوستت سلمة بن كهيل و دوست ديگرت ابوالمقدام، به هر جا رويد، دانشي استوارتر از دانش كساني كه جبرئيل بر آنها نازل مي‌شد پيدا نمي‌كنيد.[3]

از روايات ديگر چنين برمي‌آيد كه طول اين كتاب هفتاد ذراع و ضخامت آن به اندازة ران شتر و كتاب به صورت طوماري پيچيده شده بود.

اميرمؤمنان(علیه السلام) علاوه بر اين كتاب، كتاب ديگري به نام صحيفه دارد كه احكام ديات در آن جمع شده است و روايات فراواني از اين صحيفه در كتب حديثي آمده است.

محقق فرزانه، مرحوم جناب ميرزا علي ميانجي، به گردآوري رواياتي كه از صحيفه در كتاب‌هاي حديثي وارد شده، همّت گمارده و همه را جمع كرده است.[4]

و ما نيز دربارة كتاب علي(ع) و صحيفة وي، در كتاب «تاريخ الفقه الاسلامي وادواره» به تفصيل سخن گفته‌ايم.[5]

در پايان يادآور مي‌شويم: امام علي بن ابي طالب(ع) و فرزندان و شيعيان او، از نخستين روز درگذشت پيامبر(ص) كه كتابت حديث تحريم شد، اقدام به كتابت و يا صيانت حديث رسول خدا (ص) كردند و به ممنوعيت‌هاي سياسي، كه بعد از 100 سال با شكست مواجه شد، اعتنايي نكردند و اين موضوع مستقلي است كه در جاي خود بايد دربارة آن گفتگو كنيم.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] .  تاريخ القرآن، ص 76، تأليف ابوعبداللّه زنجاني(م1360هـ) چاپ قاهره، با مقدمه احمد امين مصري.

[2] .  تاريخ يعقوبي(ابن واضح اخباري)، ج2، ص126.

[3] .  رجال نجاشي، شماره ترجمه 967.

[4] .  مكاتيب الرسول، ج1، صص 66ـ 71.

[5] .  تاريخ الفقه الإسلامي و أدواره، ص 118.

منبع
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 18:38  توسط محمد   |